بسمه تعالی

جمعه : ۵ دیماه۹۹

موضوع : دشمنی های یهود بااسلام

جلسه ؛ چهارم

ترور رسول الله توسط یهود ترور واژه ایی فرانسوی است و بمعنای وحشت و خوف می باشد وامروزه د فارسی به اصطلاح قتل سیاسی با اسلحه استعمال میشود فرهنگ لغات دهخدا افرادی که برای رسیدن به اهداف خود شیوه های مختلفی را بکارمیگیرند که یکی ازاین روش هاترور شخصیت هاورهبران جامعه است دراین میان وجود مقدس پیامبراکرم ص بعنوان رهبر تمام جوامع بشری وکسی که آزادی اتحاد و برابری وبرادری را برای ملل جهان به ارمغان آورد بارها از سوی دشمنان‌ ومخالفان مورد سوء قصد قرار گرفت که دراین مختصر به تعدادی از آنها اشاره میشود : ( ناف یهودرا باترور ) بریده اند

دربین ملل واقوام مختلف دنیا قوم یهود بیشتراز هرملیت و قومیت دیگری دردنیا برای رسیدن به مقاصد خود از ترور استفاده میکند تاآنجایی که قوم یهود حصرت موسی ع متهم می کنند که برادر هارون را باسم کشته است سیره‌ حلبیه ج ۲ ص ۱۸۷

پیامبر اسلام می فرماید ؛ هیچ یهودی با مسلمان تنها نشد مگر این که یهودی خواسته مسلمان را بکشد البیان والتبیین ص ۲۳۱

(‌تعریف اصتلاحی ) ترور بمعنای توطئه برای کشتن مهره های کلیدی ورهبران یک حکومت است‌ بمنظور تضعیف و یا نابودی آن حکومت

نقشه های یهود برای ترور پیامبر یهودیان بپرای قتل رسول الله در سه برهه از زمان تلاش کرده اند

الف ---قبل از تولد رسول الله

ب---درایام کودکی

ج.----درایام بزرگسالی (.توطئه ها ---جنگ ها )

الف --نقشه ترور رسول الله د قبل ازتولد دربحث قبلی دراین رابطه مفصل صحبت کردیم که یهود می خواست یکی از پیامبرانی که حامل نوررسول الله بودند ، کشته شوند اگر پیامبران نشد اجداد طاهرین پیاپبر که حامل این باشند کافی است یکی ازاین حاملان کشته شود ودراین راه

: ۱---عدنان جد رسول الله دربیابان شام با هشتاد سواردلیر جنگید واین خدابود که اورا نجات داد منتهی الآمال ج ۱ص،۲۶

۲---عبدالمطلب ایشان راهم خداوند تبارک وتعالی با معجزه ایی نجات داد بحارالانوارج۱۵ ص۹۰

۳---هاشم   هاشم متآسفانه بوسیله یهود ترور شد وقبرشریفش هم امروزه در غزه است بحارالانوارج ۱۵ ص ۲۳

۴---ترور عبدالله پدرمحترم رسول الله در۲۵ سالکی که تازه هم ازدواج کرده بود درمدینه ترور شد بحارالانوا ج ۱۵ ص ۱۱۱

ب--تلاش برای ترور رسول الله دربعداز تولد

(ا)---بدو تولد  فردای شب میلاد رسول الله یکی از علمای یهود به دارالندوه (‌،محلی بود که بزرگان برای مشورت درآنجا جمع می شدند )‌ آمد وگفت ؛ آیا دیشب درمیان شما فرزندی متولد شده است گفتند خیر ، یهودی گفت : پس باید درفلسطین متولد شده باشد ونامش هم احمداست هلاکت قوم یهود بدست او انجام خواهد شد بعدا مردم باخودگفتند دیشب عبدالمطلب نوه دار شده است مرد یهودی گفت : مرا ببرید وآن کودک را نشان من بدهید آوردند یهودی تا رسول الله را دید غش کرد چون بهوش آوردند گفت این همان کسی است که بنی اسراییل را نابود میکند  مناقب شهرآشوب ج ۱ بحارالانوار ج ۱۵ اصول کافی ج ۸

عبدالمطلب اورا(رسول گرامی ) به حلیمه سعدیه تحویل داد وسفارش زیاد کرد البته یهود دراین برهه از زمان خیلی تلاش کرد پیامبررا بکشد اما جوانان قبیله هوازن ( قبیله حلیمه سعدیه )‌ ونگهبان اصلی رسول الله خداوند بود

ب--،نقشه ترور در ایام نوجوانی بحیرا دانشمند مسیحی به ابوطالب ع گفت : هرچه زودتر برادرزاده ات را بمدینه برگردان که ممکن است از سوی یهودیان به ایشان آسیبی برسد اگر بشناسند اورا بقتل میرسانند ---سه نفر از یهود بنام های زریر ،تمام ، و دریس آنچه را که بحیرای راهب دیده بود مشاهده کردند وبدنبال فرصتی می گشتند که پیامبررا بقتل برسانند سیره النبویه ج ۱ ص ۱۹۴ ج--در عهد عبدالمطلب ؛ جناب عبدالمطلب تا زنده بود حتی دقیقه ایی رسول الله از خود جدانمیکرد وحتی اگر می خواست به دارالندوه برود اوراهم باخود می برد وروزی هم که رحلت می فرمود سفارش اورا به ابوطالب( ع )نمود ---درشعب ابیطالب جناب ابوطالب در مدتی که در شعب ابیطالب بودند دو کارمهمی راانجام می داد

الف-'جای خواب رسول الله را هرشب عوض میکرد

ب--درجای شب قبلی علی ع را می خوابانید چنانچه اگر جای خواب پیامبر لو رفته باشد علی ع کشته شود ووجود مبارک رسول الله سالم بماند تلاش های دیگر برای ترور پیامبر

۱--توطئه بنی نظیر پیامبر بسوی قبیله یهودی بنی نظیررفت تادر پرداخت دیه از آنها کمک بگیرد یهودیان گفتند هرآنچه گویی انجام دهیم لیکن استدعاداریم امروز مهمان ماباشید حضرت به لحاظ امنیتی نپذیرفت بردیوار قلعه آنان تکیه داده بود یهودان باخود گعتند فرصت خوبی است قرار شد از بالای قلعه سنگی را برسر پیامبر بیندازند جبرییل پیامبررا از نقشه ی شوم آنها باخبر کرد وپیامبرهم برخاست وبمدینه بازگشت فتح الباری ج۷ ص ۲۵۴ بحارالانوار ج ۲۰ ص ۲۶۵

۳---زینب دختر حارث پس از جنگ خیبر زینب دختر حارث وهمسر سلام ابن مشکم گوسفند بریانی را به سم آغشته کرد وبه پیامبر هدیه نمود چون فهمیده بود که پیامبر ماهیچه ی دست گوسفند را بیشتر دوست میدارد بنابراین آن قسمت را بیشتر به سم آغشته کرده بود هنگامی که غذارا جلوی پیامبر قرار دادند آن حضرت ماهیچه دست را برداشته وتکه ایی از آن را  دهان گذاشت اما نبلعید حضرت لقمه رابیرون آورد وفرمود این استخوان بمن خبر میدهد که مسموم است وسپس آن زن را فراخواندند واوهم اعتراف کرد ۱---تاریخ طبری ج ۳ ص ۱۵ ۲--فتح الباری ج۷ ص ۲۵۴ بحارالانوار ج ۲۱ صد۶

۴--عمرابن خطاب ازانس ابن‌مالک نقل شده است که عمرابن خطاب برای قتل پیامبر شمشیر برداشته وبیرون آمد و مردی از بنی زهره با عمرابن خطاب برخوردکرد آن شخص از عمر پرسید قصد کجاداری ؟ ای عمر عمرابن خطاب گفت : می خواهم محمد (ص) را بکشم مردگفت ،فرضا بتوانی محمدرا بکشی از شپشیرهای بنی هاشم وبنی زهره جان سالم به در می بری ؟ عمرگفت ؛ می بینم دین پدرانت را رها کرده ایی اگر بدانم انگونه است اول ترامی کشم ۱---طبقات الکبری ج ۳ ص ۲۶۷ ۲---سیره ابن اسحق ج ۱ ص ۱۸۱

۵-قبایل قریش قریش پس از تلاش های نافرجام برای کشتن پیامبر سرانجامدردارالندوه جمع شدند وبه این نتیجه رسیدند که از هر قبیله ایی یک نفر شجاع و جنگجو انتخاب شود وشبانه وقتی که پیامبر خواب است به او حمله بکنند واورا بکشند دراین صورت خاندان پیامبر قدرت انتقام از قبایل را ندارند لذا نهایتا چه دیه راضی خواهند شد برای این کار عده ایی را انتخاب نمودند اما خداوند پیامبررااز نقشه شوم آنها باخبر کرد ودستور داد علی ابن ابیطالب دررختخواب پیامبر بخوابد وپیامبرهم همان شب از مکه به مدینه هجرت کند وآیه ۲۰۷ سوره بقره راهم درباره این ایثار علی ع نازل شد طبقات الکبری ج ۲ ص ۲۲۷--۲۲۸

۶--ماجرای عقبه : هنگامی که پیامبربه همراه کاروان ا ز تبوک به مدینه باز می گشت تعداد چهارده نفر از منافقان دربالای کوهی کمین کردند وخیک هایی راپرسنگ نموده بودند وقرار شد وقتی شتر پیغپبر به آن محل میرسد آن خیکهارا بغلطانند شتر رم کند پیامبر بر زمین بیفتد وآن چهارده نفر پیامبررا بکشند وبگویند شتررچپ کرد پیاپبر زمین افتاد سرش به سنگی برخورد وکشته شد خداوند پیامبررا آگاه کرد عمار وحذیفه با پیامبر بودند به امر خداکند رعدی زد منطقه روشن شد عمار و حدیفه آنهارا شنایایی گرد

۷---ابوسفیان ابوسفیان قبل از پذیرش اسلام بارها علیه پیامبر توطئه کرده بود روزی ابوسفیان در مکه اعلام کرد آیا کسی هست که برود وکارمحمدرا یکسره کند وماراراحت نماید عربی برخاست گفت ؛ اگرمرا تقویت کنی من این کاررا می کنم ابوسفیان یک شتر ومقداری توشه به اوداد و آن عرب وارد مدینه شد وسراغ حضرت را گرفت مسجدرا به اونشان دادند پیامبر به اصحاب فرمود این اعرابی آمده تامرابکشد ولی خداوند مانع خواهد شد اعرابی جلو آمدوگفت : کدام یک از شما فرزند عبدالمطلب هستید ؟ پیامبرفرمود من هستم عرب جلوترآمد خم شد مثل این که چیزی بگوش پیامبر بگوید اسید ابن خضیر اورا عقب کشید ودیدی زیر لباس اش خنجری پنهان کرده پیامبرد فرمود : این مرد حیله گر و خائن است اعرابی شروع به التماس و عذرخواهی نمود البدایه والنهایه ج ۴ ص ۷۹ صفوان ابن امیه عمیرابن وهب جمحی وصف ان ان امیه کنار حجرالاسود نشسته بودند ودرباره کشته های جنگ بدر باهم سخن می گفتند صفوان گفت بعداز کشته شدن آن ها خیری در زندگی نیست عمیر گفت بخدا راست گفتی اگر بخاطر اهل عیالم و وامی که بگردنم هست نبود می رفتم مدینه محمدرا می کشتم وهمه قریش را راحت میکردم وفرزندم هم دردست آنها اسیر است اورا هم آزاد میکردم صفوان فرصت را غنیمت شمرد گفت : من بدهی ترا پرداخت میکنم ، سرپرستی اهل وعیال تراهم پعهده می گیرم عمیر شمشیر خودرا تیز نمود وچه سم هم آغشته کرد وراهی مدینه شد ودرمدینه نزدیک پیامبر رفت پیامبر از نقشه ی او در کنار حجرالاسود با صفوان خبرداد وهمین باعث شد که عمیر مسلمان مشود الخرائج والجرائح ج ۱ص،۱۲۰ دوستان عزیز این گوشه ایی ازاقدامات و نقشه های یهود درباره ترور رسول الله ص بود که اشاره شد وقتی دیدند خداوند پیامبرش را آگاه میکند و نمی توانند پیامبر را بقتل برسانند سناریوی دوم را اجرا کردند که بحثی است از فردا درآن باره مطالبی خواهید خواند ازشما استدعادارم برای رفع موانع ازدواج جوانانمان این روزها بیشتر ‌ ‌ دعا کنید التماس دعا جعفرزاده